به عنوان دفتر خاطرات می توان استفاده کرد 1 -دوستی داشتیم صمیمی که همیشه خوب بود برادر ان زیر پایمان نشست که اگر پولی داری ادمهای خوب کار
مند استادکار دارم که به انها پول بدی مطمییند ما هم که این کاره نبودیم وسوسه شدیم پولی که یرای فصل کشاورزی کنار گذاشته بودیم به اقا دادیم فصل کشاورزی هم تمام شد خبری نشد فصل کشاورزی دیگر با شکایت و غیره گرفتیم اشتباه
من این اقا شیره انها را کشیده بوده برای اینکه ما بقی پولش را از انها بگیرد از
من گرفته بوده و چک ان اقاها را به
من داده و مرا با انها طرف کرده نتیجه گول خنده را .. 2 - تو مدرسه ها وقتی انج
من و غیره باشد مدیر از کمبود و کمک اینها صحبت می کنند برای فرزندم مرا انجمن دادند مدیر همیشه صحبت کمبود تا جایی که صحبت پخش فیش کمک .. که من بیرون امدم و یک بار هم به وی کفتم نمی توانی بچرخانی بیرون بیا دیدم حق به جانب گرفت نه می توانم که ان وقت فهمیدم شگردشان هست که در مورد مسایل اموزشی کمتر صحبت شود 3 - اشتباه 3 عین 2 است بعدا متوجه شدم از طرف جهاد مزارع ما در شیلان را تسطیح می کردند دستشان درد نکند کاری بزرگی کردند در جلسه ای که گذاشته بودند ان مسول ضمن صحبتهایش فرمودند اسم چند نفر را هم می نویسیم که به این کارگرها اب وغذایی بدهد اسم چند فرد خیلی عادی را نوشتند که بعدا تمام کارهایشان را تحت نطر محلی جلوده دادند یکی مزرعه اش پایین بود بالا اوردند یکی مزرعه اش کنار رود بود بالا بردند طغیان نگیرد و یکی وقنی دید ......
برچسب:
نویسنده: آرین کوشکی
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 10:20