در سیزده اردیبهشت سال 1403 در بحبوبه کار 1 1 میل لنگ شکاند سه راه سیدنیکی پیش استا کاری بردیم به خاطر خراب نشدن خزانه قراز شد سه روزه تعمیر و تحویل شود ولی شش روزه نوزدهم تحویل گزفتیم اولین مایه تعجب میل لنگ صفر را داد دستم و فرمود ببر پیش برنجکوبی شیخانلو پیش فلان تراشکار و وقتی گفتم صفر است فرمود اینها استاندارد نیست در ضمن تمام لوازم را خودش خرید و بعد اینکه بعد اوردن خودش هم ان را تراشید به هر صورت با پرداخت دوازده میلیون نقد نوزده تحویل گرفتیم بیستم سه هزار متر داراخ زدیم تیلر تازه تعمیر خراب شد شدیدا روغن پس می زد و صدا داشت با هماهنگی بیست ویک تحویل دادیم و بیست ودو با دادن 250 هزار تحویل گرفتیم و فرمود دیگر این موتورها جواب نمیدهند باز خراب می شود کله موتور باید اوراقی داده شود من تا حال یک میلیون به کسی حتی به مسجدی کمک نکرده ام حالا اقا دوازده میلیون گرفته و تیلر حداقل صد میلیونی را خراب کرده که باید اوراق شود مسلما خودش با چند تومان می گیرد و از ان طرف خزانه خراب می شود که باید ده پانزده میلیون کارگر بدهیم برایمان پیشکول بزندحالا ان هم اگر کارگر توانستیم پیدا کنیم فامیلیت نزدیک داشت احترام ما را نگه نداشته بود تصمیم گرفتم حداقل صنف رفته مشکلم را مطرح کنم نزدیکان جملگی مخالف بودند و گفتند عیب است و نمی شود جواب گرفت ولی من بیست و سه صنف تالش رفتم مرا پیش اقای گنجی راهنمایی کردند (اسمش جلوی میز بود ) هیچی دیگر اقای گنجی به ان اقا زنگ زد بدون سوال و جواب اوستا کار فرمود بلبرینگ ان خراب است بگو بیاورد درست کنم خواستم چیزی بگم اقای گنجی اشاره کرد و فرمود وقت نکرده این چنین چیزی بردیم پیشش باز پانصد و چند هزار گرفت بلبرینگ درست شد ولی حال که می نویسم استکانی شدیدا گازوییل می دهد و روغن دهی هم دارد صدای هلیکوپتری هم دارد نمی دانم پولمان را می دهیم اینجوری اصلا این جور کارها زرنگی شده افتخار شده باز هم جانا قربان بشم با همین تیلر کارهایمان تمام شد خزانه هم قیچی کرده جواب داد
برچسب:
نویسنده: آرین کوشکی