خرید بک لینک

انسان و زمین

من و بانک صادرات

چند روز پیش مادیران در یک ماه از من دو بار قسط کم کرده بود مجبور به گرفتن صورت حساب شدم یک و نیم ساعت نوبت ماندم باجه 2 فرمود سیستم بسته است اسمم را نوشته فرمود فردا بیا نوبت نمی خواد غروب به قسطه به حسابم برگشت دیگه نرفتم به تهران نوشته بودم هم پول برگشت و هم کارمند برگشت انقدر که من فهمیدم امروز هم فیش واریزی اجباری اداره ثبت با کارت خود داشتم باز به صادرات مرکزی که حقوق می گیرم رفتم از 9.26 تا10.40 نوبت ماندم باجه 5 که اصلا صدا نمی کرد نوبتم را صدا و واریز کردم جالب اینکه من که در نوبت منتظر بودم پسر دایی همسن پسرم به بانگ امد صدا یش کردم پیشم امد خودکار وعینک دادم مثل من دو تا فیش واریزی نوشت پا شد وارد قسمت کارمندها شده فیشها را از پشت باجه به کارمند باجه داد و موقع رفتن هم یک چشمک با یه خنده ریز نثار من کرده و رفت تو برکه نوبت 5 باجه بود دو تا صدا می کرد ان هم چه صدایی رییس محترم بانک هم با ریش انکارد کرده که از کنارم داشت می گذشت پا شده در نوبت بودن و صدا نکردن باجه ها را به عرض رساندم فرمایش کردند هر کار داری پیش من بیا حرفش از روی محبت بود که کلا خلاصه معنی ترکی اش می شود ((سیکدیر )) می گویند پیشنهاد هم بده دکتر کریم ارتوپد خدا از سر و رویش ببارد فعال در یک بعد از ظهر بیش از کل مراجعه کنندگان بانگ ویزیت می کند جوان تیز باهوش کاری و چون کارش شخصی است سریع و کسی را رد نمی کند یک موهبت است برای تالش و بشریت همچون دکتر کریم یک دستک دفتری شخصی هم دایر شود کارهایمان انجام و عمرمان بیشتر از این توی صفها نگذرد و ان یکی از مسولین تیم فوتبال تراکتور با وجود مراکز فرهنگی جلوی دوربین راحت گفت دارم بزرگش هم دارم هم به کار خودش بپردازد هیچی دیگه ان چشکه مرا مجبور کرد من هم بنویسم دریا بیندازم

برچسب: نویسنده: آرین کوشکی تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 4:40

صفحه بندی