روز شنبه جهت گرفتن کارت به
بانگ مراجعه کردم نوبت گرفته
منتظر ماندم نوبتم را خواند فرمود باجه یک برو باجه یک هم فرمود نوبت ما هم ماندیم تو این باجه می شد صفحه کامپیوتر اقا را دید با یک صفحه هی بازی می کرد و ما هم هی ماندیم و در کنار ما هم یک اقای خوش هیکلی با لباس نظامی مانده بود قوی و استوار ما مانده بودیم و ان هم مانده بود
من فکر کردم که ان چرا مانده وفهمیدم که می خواهد دزد را بگیرند بلد (در دلم ) داد زدم اقای مامور شما که
منتظر دزد هستید خوب دزد همین است دیگر مردم را علاف کرده از بودجه مملکت مواجب می گیرد کار نمی کند دوربین هم پر چرا یکی به کار کرد اینها نگاه نمی کند چپر سکن گتدی چوپ دوشیرنی توتدیلار
برچسب:
نویسنده: آرین کوشکی
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 10:20