روز شنبه سی ام شهریور خانوادگی ییلاق دیزگاه رفتیم قرار بود اقایی بیاید درختان گیردیکان ما را توکمیش بکند که بدقول شد بعد ناهار هوس گردش کوهها را کردم که پسر کوچکم هم تمایل به همراهی من شد تصمیم داشتیم نئور برویم که تابه حال با وسیله نقلیه نرفته بودیم (حدود 35 سال پیش رفته بودم )با موتور تا برین رفتیم از یکی راه را پرسیدیم راهی را نشان داد که یک کیلومتری گاو رو بود چشممان روز بد نبیند همه سر بالایی( خلاصه کنم ) به راه قراگول رسیدیم از انجا به طرف نئور رفتیم ( راهی را می رفتیم که بیشتر تردد شده بود ) دور دریاچه نئور دوری زدیم راه سوباتان را پرسیدیم راهی نشان دادند ان راه را گرفتیم از نئور به سوباتان امده و از انجا به بعد را که می شناختیم بدون استرس به تالش امدیم خوپ از سوبان تا تالش مه بود و باران جای شما خالی خیلی خوش گذشت جایی بروی که نمی شناسی همه جا کوه و نزدیک پاییز کسی در ان بالا بالا ها نباشد نزدیک غروب اگر موتورت خراب بشود باید رها کنی تا به شب نیفتی یا راه را بیراه بروی و به شب بیفتی یا از سرما ان جریان ویا طعمه گرگ و غیره ان جریان لذت تو همین چالشهاست
برچسب:
نویسنده: آرین کوشکی